الفرقان (۱۱) : (الرحمن) /مبدأ خلقت از نظر کشفیات علم زمان

الفرقان -تشخیص، فرق، تفسیر علمی زمان از- القرآن -۱۱-

بســم الله الــرحمن الرحيــم

الرحمن/ “مبدأ خلقت از نظر کشفیات علم زمان”

ابتدا با خلاصه ای از اطلاعاتی كه « فيزيك جديد» دربارهٔ مبداء خلقت در دسترس گذاشته شروع كنيم تا بهتر بتوانيم میزان اطلاعات و اصطلاحات علمی را با كلام الله دریابیم.

ضمناً با رجوع به علامت ستاره های آبی رنگ (*) که آیات القرآن باشد،تائید علم زمان از آیات برای خوانندگان روشن میگردد!

“تئوری بيگ – بنگ” (*۱) : اتفاقی كه در حدود ۱۵ ميليارد سال قبل افتاده كه باعث تولد دنيا گشته، يك انفجار شايانی بوده كه محرك بسط و توسعه ماده مانند، يا آنچه امروزه به چشم ديده می شود، گشته است.

متخصصين فيزيك نجومی، مبداء شروع دنيا را۴۳-۱۰ و يا ۴۳- صفر ماقبل ۱ثانيه، بعد از انفجار اوليه قرار داده اند. پس جهان با چنين سن خارق العاده كمی، با تمام محتويات بعدی اش مانند كهكشانها، كرات، زمين و درخت و گلهايش…، به صورت يك گوی غيرقابل تصور كوچكی، ۳۳۱۰سانتيمتر،يا ميليارد، ميليارد، ميليارد بار از يك اتم كوچكتر بوده است! در اين مرحله، شدت حرارت اين جهان نوزاد به حدی است كه حتی در تصور هم نمی گنجد ۳۲+ ۱۰درجه، يا۳۲ صفر بعد از۱ !

در اينجا ما در برابر “ديوار حرارت” يا سرحد شدت حرارت قرار داريم و با چنين حرارتی البته اين نوزاد، هيولا است …! (*۲)

و اما از لحاظ ماده، البته تا جائی كه بتوان مفهومی به اين كلمه داد؛ يك “سوپی” است از ذرّات اوليه، اجداد پيشين “كواركس”، ذراتی كه با يكديگر مدام در فعل و انفعالند.

در اين مرحلــــه هنوز تفاوتی بين اين ذرّات برقرار نشده و همه به يك طريقه در فعل و انفعال بوده اند، و هنوز چهار فعل و انفعال های اساسی (قوّهٔ جاذبه، قوهٔ الكترومگنتيك، قوهٔ هسته ای قوّی و قوهٔ هسته ای ضعيف) مشخص نشده اند و در مجموعهٔ يكتا قدرت عالم آميخته باشند. تمام اينها در جهانی كه ميلياردها كوچكتر از سر سوزنی است!!

ليـكن در اين زمان، كه عجيب ترين زمـان تاريخ كيهانی است، سرعت عمل اتفاقات سرسام آور است، چنانكه آنچه در اين ميلياردها كمتر از يك ثانيه گذشته، خيلی بيش از ميلياردها سالی بوده كه بعد از آن گذشته…! برای بهتر تصور اين اعداد سرسام آور: مثلاً اتفاقی كه امروزه برای يك لحظه فلاش عكاسی مشاهده می كنيم، در دنيای نوزاد معادل با ميلياردها سال بوده … به اين دليل كه، انبوهی بی نهايت اتفاقات در آن زمان، باعث تحريف مدت زمان بوده است.

پس از لحظه مبداء خلقت، لحظه ای ميلياردها كمتر از يك ثانيه كافی بوده كه جهان دورهٔ تحول خارق العاده ای بیابد كه دانشمندان آن را عصر”متورم كننده” ناميده اند؛ در مدت۳۵-۱۰تا ۳۲-۱۰ثانيه، دنيا تورمی به فاكتور ۱۰ به توان ۵۰ می يابد…!

از اندازه يك اتم، به اندازه يك پرتقال به قطر ۱۰ سانتيمتری می رسد؛ به كلام ديگر، بسط سرسام آوری بوده است كه به نهايت بيشتر و مهمتر از “عصر متورم كننده” تا بحال باشد… زيرا حجم فعلی دنيا تنها (۱۰به توان ۹) اضافه شده، كه يك ميليارد بار بيش نباشد، يعنی بطور تناسب، تفاوت بين ذرّه اولی و پرتقال، خيلی بيش از اندازه پرتقال و دنيای امروزی بوده است!

پس فعلاً در چنين مدت زمان فوق العاده كمی، كه ۳۲ صفر ماقبل ۱ ثانيه باشد، ما در برابر دنيائی قرار داريم به اندازه يك پرتقال كه در درونش، سوپی، از الكترونها، كواركس، نوترينو،‌ فوتونها و ضد ذراتشان است، و اگر كسی در اين زمان می توانست آنرا مشاهده كند، می ديد كه بيرون اين پرتقال پوشيده از انواع شيارهای ناهموار بوده ، در بعضی جاها تـــراكم بيشتری دارد. حال آنكه وجود ما بستگی به همين ناهمواريهای اوليه داشته است، اين شيارهای ذر ه بينی بسط داده می شوند تا خيلی بعدها كهكشانها، ستارگان و كرات را بوجود آورند.

در واقع “مفروش شدن جهانی” مبداء، يا به لفظ ديگر، هر آنچه امروزه بدان آشنا هستيم، فقط در چند ميليارد کمتر از ۱ ثانيه بوجود آمده است….! (*۳)

در اين زمان بوده (۳۲-) ۸۱۰ثانیه، كه “قوهٔ قوی” (كه جاذبه مولكولی هسته اتمی را عهده دار باشد) ، از “قوهٔ ضعيف” (كه باعث تركيب و امتــــزاج قوه الكتروماگنتيك و قوه متلاشی شدن راديو اكتيو می گردد) ، مجزا می شود. حال ديگر دنيا فوق العاده بزرگ شده از طرفی تا طرف ديگرش ۳۰۰ متر گشته!! در درونش حرارتی تصور نكردنی است.

زمان می گذرد در ۱۱-۱۰ثانيه، قوهٔ برق ضعيف به دو قوهٔ مشخص مجزا می گردد : فعل و انفعال الكتروماگنتيك و قؤ ضعيف. لذا فوتونها با بقيه ذرات، كواركس و غيره مخلوط نمی شوند، پس چهــار قوهٔ اساسی مشخص و مجزا می گردند.

بين ۱۱-۱۰و۵-۱۰ثانيه، اتفاق اساسی ديگری روی می دهد: كواركس، نوترون و پروتون را تشكيل می دهد، اغلب ضد ذرات ديگر محو گشته، ميدان را برای ذرات دنيای فعلی خالی می كنند. در ده هزارمين بخش ۱ ثانيه، ذرات ابتدائی، در فضائی كه ديگر منظم گشته، بوجود آمده اند. دنيا به گشاد شدن و سرد شدن ادامه می دهد. تقريباً از ۲۰۰ ثانيه بعد از مبداء، ذرات ابتدائی جمع می گردند تا ايزوتوپ (يا جسم همسان) هسته های ئيــــدروژن و هلیوم را تشكيل دهند. هر چيز دنيای امروز ما بتدريج در محل خود قرار می گيرد، و کٌلاً تقريبا در ۳ دقيقه …! از اين به بعد رويدادها خيلی آرام تر خواهد بود.

برای مدت ده ها ميليون سال، تمام دنيا در رادياسيون (تشعشع) و گردبادهای گاز غوطه ور بوده است.

پس از صد ميليون سال، اولين ستارگان در گردبادهای عظيم گرد و غبار تشكيل می شوند.

اين در زمانی بوده كه دنيا اساساً از ابرهای عظيم هيدروژن تشكيل شده بوده (*۴) كه متراكم می گشته، ايجاد حرارت كرده، و نهايتاً روشن و درخشان می شده اند و تشكيل اولين ستارگان غول آسا را دادند. اين ستارگان را می توان تشبيه به كوره های عظيمی كرد، مخصوص ساختن هسته های عناصر سنگين، كه از تركيب و امتزاج اتمهای هيدروژن و هليوم بوجود آمده اند و لازمه پيشرفت و ترقی “ماده” سوی هم تافتی بوده اند؛ و در آخر عمر نسبتاً كمشان، كه فقط چند صد ميليون سالی بيش نبوده، اين ستارگان متلاشی شده، در فضا موادی پخش كرده اند كه موجب ساخت ستارگان خيلی كوچكتری بنام “ستارگان نسل دوم” و كٌراتشان، و فلزاتی كه در بردارند، گشته است. (*۵)

پس ۱۰ تا ۱۲ ميليارد سال قبل، در اثر همين متلاشی شدن ها و عناصر ثقيلی كه از درون اين ستارگان پرتاب گشته، ابری محتوی آهن و عناصر سنگين، كه لازمه ساختمانی زمين و منظومه شمسی ما بوده، در فضای بين ستارگان شناور می گردد، و هسته يا اتم آهن، استوارترين عنصر دنيا، که لازمهٔ ساختمانی كره زمين و منظومه شمسی ما بوده،از آسمان به زمين نازل می شود (*۶)

(اين*علامات را بخصوص با آيات قرآنی بسنجيد…)

دانشمندان امروزی كه هيچ انديشه ای برای علت بوجود آمدن دنيا ندارند، و فقط تا ۴۳-۱۰ثانيه بعد از بوجود آمدن آن توانسته اند پيش روند، از قبل از اين سردرنياورده اند و در اين حد با ديواری معروف به “ديوار پلانک” (دیوار جاذبه) مصادف شده اند كه به اسم فيزيك دان معروف آلمانی نامگذاری شده، زيرا اولين كسی بوده كه به اين نكته اشاره كرده است:

« علم، امكانش را ندارد كه توضيحی برای چگونه عمل كردن اتمها در شرايطی كه قوهٔ جاذبه به حد نهايت است، داشته باشد».

ابتدا، در آن ذّره دنيا، “جاذبه” هنوز رٌلی نداشته زيرا هنوز ستاره و كهكشانی نبوده تا “جاذبـه” قوّه اش را روی آن بكار برد؛ و حال آنكه اين قوّه وجود داشته و دخالت در ذرات اوليه می كرده كه معمولاً وابسته به قوای الكتروماگنتيك و هسته ای باشند.

پس “ديوار و زمان پلانک” ۴۳-۱۰ثانيه، حد آخر دانش بوده زيراقوه جاذبه سدی غيرقابل تجاوز قرارداده كه درب هر وارسی و تحقيق را به روی دانشمندان بستهكه بدانند قبل از آن چه گذشته است (*۷) .

بنا به تئوری “ميدان كوانتيك”، دنيای فيزيكی قابل مشاهده، چيزی جز نوسانهای جزئی بر يك اقيانوس عظيم انرژی نيست، بنابر اين، ذرات ابتدائی و دنيا منشائی بجز “اقيانوس انرژی” ندارد. بدين تئوری نيز در اين دنيا كمترين جای خالی مطلق (كاملاً تهی از ماده و انرژی) وجود ندارد. لذا در هر خلاء انرژی رسوبی هست كه در جريان نوسان، حالت امكان تبديل شدن به ماده را دارد، و لذا ذرات جديدی از هيچ سر می زنند!

تا بحال آنچه درباره « بيگ – بنگ» گفته شده، يك الگو و نمونه قبول شده ای است بين اغلب فيزيك دانهای فضائی، ليكن اگر مدرك ثابتی در دست باشد كه اتفاقات به همين صورت بوده، يا حقيقتاً انفجاری صورت گرفته باشد، اقلاً سه نشانه عمده وجود دارد كه بر صدق فرضيه “انفجار” دلالت می كند:

  • به دليل سن ستارگان است كه از روی كهن سال ترين آنها اندازه گيری شده، ۱۲ تا۱۵ ميليارد سال دارند، اين مدت وابسته به مدت تولد جهان است.
  • به دليل تجزيه نوری است كه از كهكشانها منتشر می گردد (كهكشانها، ابرهائی تركيب شده از صـــدها ميليارد ستاره اند كه تحت فشار انفجار اصلی از يكديگر جدا می شوند، و سرعت جــدا شدنشان هر چه دورتر باشند زيادتر می گردد؛ لذا اين دلیل بر این است كه پيش از اين در اصل نخستين، در ناحيه ای در فضا، ۱۵ ميليارد سال پيش جمع بوده اند.)
  • سومين دليل و قاطع ترين آنها، از سال ۱۹۶۵، در تمام نواحی دنيا رِيون يا اشعهٔ بسيار كم نيروئی در معرض شناخت قرار گرفته است كه قابل قياس با جسم بسيار كم حرارتی (۳ درجه روی صفر مطلق) باشد. حال آنكه اين ريون يكنواخت، چيزی جز نور فُسيل و شبح انعكاس سيل حرارت و نور لحظات اوليه جهان نيست.

(مطالب بالا، از كتاب « خدا و علم » تاليف : گريشكا و ايگوربوگدانوو، هر دو دكتر در استروفيزيك و فيزيك تئوريك) .

چنانکه در آیهٔ ذیل در قرآن مجید ملاحظه میفرمائید (س۲۱ :۳۰) *، “بیگ بنگ” تائید کلام الله است و لذا تنها اهالی القرآن میدانند که دیگر “تئوری” نیست و حقیقت است !!)

(*۱) ۲۱: ۳۰ « آيا نديدند آنان كه كفر ورزيدند كه آسمانها و زمين پيوسته بودند پس آنها را جدا كرديم و از آب همه چيز را زنده گردانديم، پس ديگر چرا ايمان نمی آورند؟!

(*۲) ۱۵: ۲۷ « و جآن را قبلاً از شعله آتش بی دود خلق كرديم».

(*۳) ۵۱: ۴۸ « و زمين را فرش كرديم و چه نيكو گهواره ايی گسترديم.»

” ۹۱ :۶ « و زمين و ( قوائی كه) آن را گسترد،»

” ۸۸ :۲۰ « (آيا نمی نگريد) سوی زمين كه چگونه مسطح گشت؟»

” ۵۵ : ۱۰ « و زمين را برای مردم وضع داد».

” ۷۱ :۱۹ « و الله بساط زمين را برای شما پهن كرد.»

(*۴) ۱۱:۴۱ « سپس به آسمان پرداخت در حاليكه دود بود……..،»

(*۵) ۳۷: ۶ « در واقع ما زينت داديم آسمان دنيا را به زيور ستارگان»

(*۶) ۵۷:۲۵ « محققـاً ما رســولانمان را با دلايل روشن فرستاديــم و با ايشان «الكتاب» و

«الميــــزان» را نازل كرديم تا مردم تعادل (و اندازه) بپا دارند وآهن را نازلكرديم كه درش سختی شديد (استقـامت/استواری) و منافع برای مردم است و تا الله معلوم دارد آنكه او و رسولانش را درنهان حمايت می كند، همانا الله قوّی عزتمند است».

(*۷) ۱۵: ۱۷ « (آسمان را) از (تحقيقات) هر شيطان راندنی محفوظ داشتيم»

” ۱۵: ۱۴ « ولو هم كه دری از آسمان رويشان بگشائيم، پس شروع به بالا رفتن در آن كنند،»

اين بود حد آگاهی دانشمندان امروزی از مبدا‌‌ء خلقت!

امید وارم که خوانندگان عزیز نکات کشفیات علمی را خوب بخاطر سپرده باشند تا سپس با مطالعهٔ “اسرار خلقت در القرآن”، متوجه نکتهٔ اساسی آن گردند که:

” در واقع تائید علم زمان از آیات قرآن مجید، بخصوص در بارهٔ مبدا‌‌ء خلقت پس از چهارده قرن نازل شدن کتاب…، بدون شک نمودار هدایت جدیدی از جانب یکه خالق متعال برای مردم امروزی دنیا است؛

و هدایت خالق متعال نیز در این زمان، بالا ترین هدایت در تاریخ بشریت بوده، از طریق علم،خویشتن و کلام خود را به مردم جهان معرفی می دارد!”

لذا در اینجا به عنوان تبصره، قبل از شروع “اسرار خلقت در القرآن”، جای دارد که پراهميت ترين آيه ای را كه سبب خلقت منظومه شمسی و كٌرهٔ زمين و هستی و منافع بشری در ان اشاره شده؛ و به وسيله كشفيات علمی زمان، معجزهٔ غيرقابل انكار آن عيان و ثابت می گردد (زيرا غير از خالق احدی شاهد بر آن نبوده…) ، برای خوانندگان فرقان شود، تا نمونه ای از تائید و میزان کشفیات علمی با آیات برایشان روشن گردد! پس لطفاً رجوع فرمائید به :

الفرقان (۱۲) :      (الرحمن)  / “نازل کردن آهن از آسمان

الحمدلله رب العالمین

Leave a Reply