فهرست شمارهٔ -۴- : (ادامهٔ) صلوٰة

(ادامهٔ) صلوٰة / توصّل به نور الله

ب – جانب رب عالميـــان: (س  ۳۳ : ۴۳) *

  * «اوست که بشما (در صلوٰة) وصل میگردد با ملاءکش، تا بیرونتان آورد از تاریکیها سوی نور و به   مؤمنین رحیم میباشد.»

چنانكه در قسمت اول صلوٰة  بعرض رسید؛ « توصّل» امر یست دو جانبه و الله  که به وسيله ملائك  به ما وصل می گردد، جهت اين وصلت، خالق رب مردم عالم نيز از كُد « حمد» يا سپاسگزاری استفاده می كند.

در اینجا دو آيه ای را كه در خود سـورهٔ « فاطر»، که دربارهٔ صلوٰة و « تزكی» داده  شدن است، و در مقالهٔ قسمت اول «صلوٰة» بیامد، ملاحظه  فرمائيد:  (س ۳۵ : ۳۰ و ۳۴) *:

* ۳۰:  «تا بپردازد بدیشان اجرشان را و از فضل خویش برایشان بیافزاید؛ در حقیقت او پاک  سازندهٔ شکر گزار است.»

* ۳۴:   « و گفتند حمد الله را که حزن را از ما ببرد، همانا رب ما پاک سازندهٔ شکر گزار است.»

-بجهت اطلاع خوانندگان، ” شاكر بودن الله” در القرآن در این شمارهٔ  آيات می باشد:

(س ۲: ۱۵۸) ؛   (س۴: ۱۴۷) ؛   (س ۴۲ : ۲۳) ؛ (س۶۴ : ۱۷) –

البته مؤمنين، بنا به مطالب القرآن، به كامل بودن صفات الله به خوبی واقفند؛  ليكن مطلب بالا   دربارهٔ صلوٰة، حد صفاتی از الله را برايمان روشن می دارد كه شايد تابحال كمتر از اين نظر به   آنها توجهی كرده باشيم:

– «صفت تواضع» رب متعال : در نهايت بزرگواری، کرم و بخشش به بندگانش، از ایشان  متشکر است!

رب متعال از مؤمنين سپاسگزار است كه به او وصل می شوند و او را برای رحمت و نعمتش  شكرگزاری می كنند. پس رب متعال در ضمن تطهیر دادن  به « نورش» و زدودن آلودگی از آنها، ايشان راسپاس گزار است؛

«حاكمی است کاملاً عادل» كه خود را از احكامش مستثنی نكرده است.

– صلوٰة، تطهير وپاک کنندهٔ آلودگیها (/گناهان) ؛

– درمان و معالج امراض و دردها؛

– شفای كسالت و حزن؛

– بازكنندهٔ “گره های” گرفتاریها:

البته به شرطی که « توصّل» خالص بوده، بدون نام بردن از احدی غير الله باشد!

صلوٰة، نه تنها شفای هر كسالت روحی است، بلكه معــالج، و جلوگیری از دردها و امــراض   جسمی نيز میدارد.  زيرا سلامت روح و جسم به یکدگر بستگی دارد. پس بنا به توضيحـات بالا   دربارهٔ « صلوٰة»، كه انسان را در « اشعهٔ نور الله» قرار می دهد، و اين نيز حقيقتی است كه جای  هيچ شك و شبهه باقی نمی گذارد؛ پس امریست كه علم طب امروزه آن را كشف كرده كه  از« رِيون»،

« راديوتراپی» و « برق گذاشتن» ها، جهت معالجهٔ « سرطان» و امراض ديگر،استفاده می شود تا آلودگی و مرض را از انسان بزدايد!

حال ديگر بايد به عقل و شعور خود رجوع نمود… و فرق معالجهٔ خالق و معالجهٔ انسانی را   سنجيد كه كداميك از اين « رِيون » ها مفيدتر و آسان ترند…؟  پنج بار در روز، چند دقیقه ای،

و چند باری آیاتی را از بر خواندن برای زدودن آلودگی ها از روی جسم و جان؟  و یا ریسک ناخوشیها و به الاجبار معالجات شیمی درمانی ها، واز دست دادن زندگی ابدی عالم بالا …..؟

به طرزكار كداميك از خالق و مخلوق بهتر است که اطمينان كرد…؟!

به اضافه، « اشعهٔ » صلوٰة جلوگيری كننده است، و از امراض بی شماری كه بايد بعدها كشف و   نمايان شوند ممانعت می كند؛

و حال آنكه « رِيون » طبی، برای زمانی است که دیگر کار از کار گذشته و مرض عود كرده… و اغلب اوقات نیز مفيد واقع نمی گردد.

البته باز هم تأكيد می كنم كه شرطش در دين « خالص» و برگزار كردن   توصّل « خالص» است!

متأسفانه مذهبی را كه امروزه « مسلمانان» پيروی می كنند، ساعات طاعتهای گرانبهای خود را با   دعاهای « توسل»، پوچ و باطل می گردانند.

گرچه فرق اين « توصّل» (بالله) ، و « توسل»  (وسیله قرار دادن پيغمبر و امامان)  ايشان، ظاهراً يك حرف

« ص» و « س» بيش نيست، ليكن در حقيقت تفاوت « از زمين تا آسمان است…! »

« توسل»، وسيله ای زمينی و بشر به بشريست؛

« توصّل»، رابطه ای آسمانی و پيوستن به نور رب عالميان است !!

یکی با قرار دادن بشری بين خود و رب، از «نور»  فاصله و تاریکی بر قرار میکند؛

و آن دگر بشر را به رب وصل می دارد، و به بهرهٔ این «نور» روشن میگرداند!!

الحمدلله، رب مردم عالم.

رجوع به مقدمهٔ الفرقان

فهرست شمارهٔ -۵-  : “مقدمه” –