الفرقان (۲۲) : فرقان (الرحیم) /سرطان دنیا

الفرقان -تشخیص، فرق، تفسیر علمی زمان از- القرآن -۲۲-

بســم الله الــرحمن الرحيــم

فرقانِ الرحیم/

« سرطان» امروزی دنیای درون بيرون بشر

چنانکه در «فرقان الرحیم» صفحهٔ قبل ذکر شد، الله متعال اگر خلافت دنيا را، كه حكومت بر زمين و آسمان و دنیای درون بدن انسان باشد، تحت كنترل و حكمرانی مغز بشری گذاشت (۲: ۳۰)، به اين دليل بوده است كه از روح خود در انسان دميد تا قوای فهم و شعور، تفكر و تصميم به وی داده شود

(س۳۳: ۷۲)* تا بدين قوا قادر بر مهار افسار گسيختگی های نفس ستمگر و جاهل انسانی اش گردد:

*س ۳۳ :۷۲ « در واقع ما امانت (مقدار روحی از الله) را كه بر آسمانها و زمين و كوهها پيشنهاد كرديم، پس آنها از حمل آن امتناع ورزيدند و از آن ترسيدند و انسان آن را حمل كرد و حال آنکه (ذاتاً) ستمگر، جاهل بود..»

و انسان نيز، كه برای حمل « روح » داوطلب شده بود، بخوبی به شرائط آن واقف گشت و دانست كه ملزومهٔ حفظ و ازدياد اين قوا در دنيايش، فقط پيروی از دين و روش آن است؛ و بر اين شرط تعهد نمود.

همچنين، چنانكه در صفحات پيش ملاحظه شد، ديگر تابحال می دانيد كه الله دنيائی را تحت فرمان بشر گذاشت كه از هر لحاظ كامل، در بهترين شرايط و نهايت سلامتی و پاكی بوده است، مثلاً:

– « زمان» كامل و بدون هيچ نقص بوده؛ يعنی دارای چهار فصل مرتب، كامل و متوالی، كه هريك از فصلها به وقت شروع ميشده و به وقت نيز به اتمام می رسيده؛

– الله « زمينی» را تحويل بشر داد كه خاكش پاك و مستعد برای كشت، به وقت باردار ميشده و بوقت نيز ميمرده؛

– « آسمانی» كه بقاعده و حد كافی بارش می كرده و باز می ايستاده؛

– « رزق» و روزی، درست به اندازهٔ مخلوقات در اين جهان گذاشته شده بوده.

جهت توجیه کلمات بالا، سِن نوح بوده که ۹۵۰ سال عمر کرده است (س۲۹:۱۴)*، و حال آنکه قرنها بعد از

نوح بوده است…

*س۲۹:۱۴ « و در واقع ما نوح را که به قومش ارسال داشتیم، در بینشان هزار، به جز پنجاه سال درنگ کرد؛ پس طوفانی آنها را فرا گرفت در حالیکه مرتکب ظلم میشدند.»

پس تمام اين نعمتها در نهايت پاكيزگی، وفور و سلامتی به « آدم» و آدميـــزاد سپرده شد. بطور واضح و كامل نيز از دشمنی « شيطـــان»، طــرزكارش و خطرات پيروی از راهش، كه حتی باعث تغييـــر و تبــديل در خلقت الهی شده، ژِن کامل را ناقص میکرده (س ۴: ۱۱۹)*، اخطار داده شده و آگاه گشته.

* ۴: ۱۱۹ « و گمراهشان خواهم كرد و آنها را به آرزو می اندازم و ايشان را امر می كنم كه گوشهای چهارپايان را بشكافند و آنها را فرمان دهم تا تغيير دهند خلقت الله را! و هر كس كه شيطان را به دوستی اتخاذ كند از غير الله، مسلماً‌ زيان كرده است زيانی آشكار.»

بنابر اين، طبیعت، کامل بوده است. الله كسی را معلول و ناقص خلق نكرده… گرسنگی و خشكساری، فقر و بيماری، آلودگی آب و هوا، ناخوشی زمين و آسمان كه امروزه انسان را از هر جهت تهديد می كند، عوض شدن جنسیت و غیره… كار الله نيست و مسئولش تنها خود بشر بوده كه به دين و روش الله پشت نموده، تبعيت از روش شيطانی را ترجيح داده، تا جائی كه امروزه خلقت الهی را تغيير دهد..!

پس امروز با شروع « روز دين»، شروع روشن شدن اثر ايمان، رفتار، کردار، گفتار و افكار هر شخص در دنیای درون و بيرونش گشته، نتيجهٔ «خلافتش» روی جماعت دنیای درونش و محیط زیستش آشکار می گردد… پس « روز» برداشت و كشت فرا رسيده است!

كار شيطان دراصل بر اين بوده كه ذهن بشر، بهر صورتی كه شده، مشغول به غير الله گردد تا ياد الله از آن برون شود. در ضمن بايد خاطرنشان شوم كه در اينباره خيلی ها معتقدند كه:

“اگر فکر الله را در ذهن نمیپرورانند و یا عبادتش نمی کنند، دليل بر اين نمی شود كه شيطان بر آنها مسلط باشد و پیروی از شیطان می کنند … تا زمانیکه كاری بكار مردم نداشته باشند، ضرری بکسی نزنند و راه خود را بپیمایند، کافیست …”

متاسفانه اینچنین نيست!

اگر ذهن خالی از ياد الله بماند، ولو هم كه شخص، فرد بی آزاری باشد و ظاهراً ضرری به دیگران نرساند،كافی نيست! چون در واقع ضرر به خویشتن زده! زيرا تغذیهٔ جان و روح برای سلامتی فقط با ذکر الله است. پس شخص باز هم روش شيطان را پيموده است…

چنانكه در صفحات قبل ذكر شد، سيستم سلامت جن و انس بر عبادت الله پايه گذاری شده:

س۵۱: ۵۶ « و نيافريدم جن و انس را مگر بطرز ( به سيستم و روش) عبادت من.»

لذا ياد الله و تبعيت از روش الله، انرژی « روح الله» را در بشر افزوده، سيستم دفاعی را تقويت می

دهد؛ و چون هر چيز دگر در ذهن، جنبهٔ عامل خارجی و حملهٔ دشمن دارد، و اگر سيستم دفاعی خالص و ثابت نباشد، بدين حملات مداوم، دستگاه درون و خارج مغشوش گشته، شكست می خورد.

اغتشاش درون نيز بتدريج آرامش را تبديل به ديوانگی كرده، نظم همه چيز را مختل می سازد؛ چنانكه امروزه خود شاهد برآنيم كه سلولهای درون بدن و دنيای خارجمان، نظمشان بهم خورده، همه در يك زمان ديوانه شده اند…

در دنيای خارجمان، نظم چهارفصل بهم خورده و ديگر هيچيك از فصلها به قاعده، زمان خويش را طی نمی كند؛

زمين و آسمان بی پروا و بی حساب باردار می شوند و به وقت خاموش نمی گردند و البته ثمرات ناسازگاری دارند؛

كوهها ديگر وقار خويش را از دست داده و اغتشاش درونی خود را كنترل نمی كنند؛

باد و دريا نيز ديگر افساری ندارند.

در عالم درونمان نيز، كه « علم» علت سرطان را كشف و معلوم كرده، آن را در نتيجهٔ ياغی شدن سلولها و ردكردن علامات راهنمايی و فرستنده های هدايتی مغز اعلام می دارد.

در اينجا با شرح شمه ای از اكتشافات علمی دربارهٔ چگونگی سرطان و طرز عمل سلولها، شايد بهتر بتوانم منظورم را روشن بدارم:

سرطان داستان سلولی است كه فرمان مغز را رد كرده، به وقت خودكشی نمی كند (س ۲: ۵۴)*

* « و آنگاه كه موسی به قوم خود گفت، ای قوم من، شما با گوساله اتخاذ كردنتان در حقيقت به نفس خود ستم كرده ايد، پس بازگرديد سوی مبتكرتان، لذا نفوستان را بكشيد؛ اين در (قاموس) مبتكرتان بخير شماست؛ پس توبه شما را پذيرفت، در واقع او توبه پذير رحيم است.»

بدن يك انسان بالغ دارای ۳۷ ترلیون سلول می باشد، كه هر روز ۵۰-۷۰ بلیون آن بايد بميرند تا فساد ايجاد نگردد (س ۲: ۲۵۱)*:

( مجدداً فراموش نشود كه سه عوالم انسان: دنیای سلول، دنیای درون بدن و دنيای بیرونی، هر سه یکی، و بر يك روش باشند).

* ۲: ۲۵۱ « پس به اجازه الله آنها را شكست دادند و ….. ؛ و اگر الله مردم را به وسيله يكديگر دفع نمی كرد، مسلماً زمين فاسد ميشد، وليكن الله اختياردار فضل بر مردم عالم است.»

هر سلول كه برای طی عمر معينی تنظيم گشته، بايد تولدش، زاد و ولدكردنش و مردنش تحت فرمان مغز باشد و لذا بمحضی كه فرمان مغز را دريافت كرد، اطاعت كند تا مأموريت خويش را بخوبی انجام داده، نظام طبيعت و سلامتی رعايت گردد.

پس برای سلامت انسان، اين ميلياردها سلول كه هيچيك خود مختار نباشند، بنا به فرمان سيستم راهنمائی مغز بايد انجام وظيفه كنند. پس اهميت حياتی دارد كه سيستم فرستنده و گيرنده هر دو، منظم بوده، درست سر وقت بتوانند انجام وظيفه نمايند.

سيستم فرستنده بايد « چراغ راهنمائی اش» بحد كافی قوی و دقیق، و محيط انتقالش پاك باشد تا علاماتش را بتواند روشن به تمام سلولها برساند؛

و سلولها بايد گوش به زنگ، متمرکز، مسلمان یا تسليم باشند و اطاعت فرمان كنند.

اگر « كافر » شوند، يا به علامت هدايت پشت كنند، از راه و نظم خود منحرف شده، گمراه می شوند.

علم، علت گمراهی سلول را به واسطهٔ حملهٔ عوامل خارجی در بدن توضيح داده كه مٌحیط سيستم اطلاعاتی و هدايتی را آلوده و ضعيف می دارد و مانع انتقال رابطه مغز با سلول می گردد؛ و اين عوامل عبارتند از: تنباكو، الكل، مواد مخدر، آفتاب زياد، فشار، تقلا و پريشانی، مشغوليات بيحد فكری، ترس و دلهره، بعضی مواد شيميائی و …

اين عوامل خارجی باعث آلودگی و اغتشاش جوّی در فضای ديد و درك سلول می گردند و چون سلول علامت هدايت مغز را به موقــع نگيرد و خودكشی نكند (س ۲ :۵۴ در بالا)، گمراه گشته، از آن پس از فرط ندانم كاری ديوانه می شود… بی پروا به تكثير می پردازد و اينچنين توده های سلول نامتجانس و بی قاعده، كه آنها را برآمدگيها و غدد بدخيم می خوانند، در بدن (یا در فضا و طبیعت) بوجود می آيد كه هرج و مرج در نظام ايجاد كرده، باعث فنا می گردند.

پس تمام دليل « سرطان» در ناشنوائی سلولها و پشت كردن به سيستم راهنمائی است:

س ۲۷: ۸۰ « همانا تو نمی شنوانی مردگان را و نمی شنوانی به كران بانگ را چون روی گردان پشت كرده باشند؛

: ۸۱ « و نيستی هدايت كننده كوران از گمراهيشان؛ نمی توانی بشنوانی بجز آنانكه به نشانه های ما تسليم باشند.»

بدين توضيحات، اميدوارم كه برای خوانندگان روشن شده باشد كه رويگردانی و پشت كردن به سيستم هدايتی رب متعال تابحال تا چه حد برای بشر گران تمام شده است.

اين دستوراتی كه ما به آنها پشت کرده ایم و از آنها فراری بوده ايم، صلو‌‌ٰة، زکات، روزه، حج…تماماً به جهت سلامت روح و جسم خودمان بوده است. تمرین و تکرار طاعات دینی، کٌلاً جهت ورزيده شدن قوای سيستم ارتباطی، انتقال و پذيرش علامات راهنمائی سلولهای مغزی به ديگر سلولها میباشد!

بهر حال این همان وقتِ زمانیست که برای شخص دیگر مال و فرزند قادر به چیزی نمی باشند؛

و تنها کسانی از این مهلکه جان سالم بدر می برند که ذهن و روان خویش را از آلودگی های شرک و بت‌ پرستی پاک و سالم بگردانند (۲۶: ۸۸- ۸۹)*:

س۲۶: ۸۸ « این روزیست که مال و فرزندان دیگر بی فایده است،»

۲۶: ۸۹ « مگر آنکه به الله بگرود به قلبی سلیم (پاک و سالم از شرک )

امروزه علم، با تمام پيشرفتش در زمينه طب و درمانهای شيميائی، البته هنوز نتوانسته معالجهٔ سرطان را بيابد ليكن متوجه اهميت فراوان جنبهٔ روحی در آن گشته است.

هنوز بطور قاطع اقرار نكرده، ليكن بسيار محتاط و جسته گريخته به گوش می رساند كه شفای اين مرض تنها بستگی به درمانهای شيميائی ندارد و شرائط روحی و معنوی قوی و ايمان لازم است ….

و اما رب متعال در (۲: ۵۴ در بالا)، علت سرطان يا گمراهی نفس (سلول) را اعلام داشته كه، در نتيجهٔ انحراف از راه و روش الله و غرق شدن در مادّيات، و يا به لفظ ديگر، « بت پرستی»، است؛

و شفايش را نيز به وسيله توبه يا پشيمانی، كه باعث كشتن نفس بدخيم در وجود می گردد، تجويز نموده است.

پس لازم است كه قبل از هر چيز به مفهوم حقيقی ” بُت” و “پرستش” بپردازیم، كه اهميت اساسی دارد:

“پرستش” : هر آنچه ذهن را بيش از هر چيز اشغال كند، چنانكه ديگر يادی از خالق در آن برده نشود؛

و ” بُت”: فقط مجسمه نيست و امكان دارد:

بچه ها و همسران باشند؛ (س۷: ۱۸۹و۱۹۰)*:

* ۷: ۱۸۹ « اوست كه شمارا از يك نفس واحد خلق كرد و از همان، زوجش را قرار داد تا بدو تسكين گيرد؛ پس چون آميزش كردند، باردار گشت ببار خفيفی … پس از مدت زمانی چون سنگين گشت، هر دو الله «رب شان» را دعا كردند كه، اگر (فرزند) صالحی به ما دهی ما هميشه شكرگزار خواهيم بود؛

ً : ۱۹۰ « پس چون آن دو را صالحی داد، برای او شريكانی در آنچه به ايشان داده قرار دادند! پس الله متعال، برتر است از آنچه شريكش می دارند.»

، مال و ثروت باشد؛ (۱۸: ۴۲)*

« و نابود شده ثمره (باغش)؛ پس صبح كه شد، دستهايش را بهم می ماليد بر آنچه در آن خرج كرده بود و حال آنكه داربست ها همه فرو افتاده… و می گفت، ای وای بر من كاش به ربم شرك نياورده بودم، احدی را»

،

پيشوايان و مردم باشند (۷: ۱۹۴)*

« حقيقتاً كسانی كه بغير الله می خوانيد، بندگانی به مثل خودتان باشند؛ پس بخوانيدشان كه شما را اجابت كنند اگر راست می گوئيد …!

هر چيز كه برای انسان حق تقدم و برتری بر خالق يا بر احكام خالق پيدا كند، آن چيز را بت و شريك بر خالق كردن است.

بنابراين، ياد الله كه از خاطر برفت و فشار حملات « دشمن» و افكار پارازيت نيز كه ذهن را اشغال نمود، سيستم انتقال هدايتی مغزی را بتدريج ضعيف و مبهم میدارد، تا جائی كه ديگر فرمان و گيرائی مقصد به وقت انجام نگيرد …

آخرين علاجی كه علم برای معالجه سرطان يافته، كه فعلاً در شرف تكامل است، تهيه يك « سفينه» كمكی است، ملقب به “رسول”…، که مستقیم به قلب سلول فرستاده شود و « پيغام» را درست به مقصد رساند تا از پریشان شدن و گمراهی سلولها جلوگيری شود…!

(و این چیزی جز روشن شدن و تائيد « علم» از آيات و كلمات خالق متعال نیست ؟! )

الحمد لله رب العلمین

« الرحيم » و شفای سرطان :

الفرقان (۲۳) :     (الرحیم) / شفای سرطان

Leave a Reply