الفرقان (۲۱) : فرقان الرحیم

الفرقان -تشخیص، فرق، تفسیر علمی زمان از- القرآن -۲۱-

بســم الله الــرحمن الرحيــم

 فرقانِ: “… …. …… الرحیم”

« الــــرحيـــم» اسم صفت « رحم» الله، به کل عوالمِ مخلوقات است؛ و فرق آن با الرحمٰن:

الرحمٰن : با «الف – نون» اختصاصی در آخر کلمه، که در دستور زبان عربی به علامت تثنیه میباشد، صفت رحم الله را به دو ماهیت جن و انس در این دنیای مادیّات میرساند؛

 و الرحيم: شامل عالم معنويات جن و انس، هم در اين دنيا (رأفت، س ۵۷:۹  توبه، س ۲: ۳۷ و مغفرت س ۷ :۱۴۹*)، و هم سرنشينان فعلی عالم اعلا که ملائك باشند، میگردد؛ و سپس نيز در ابديت، برکٌل مؤمنینی كه پس از اتمام اين دنيا سرنشينان عالم اعلا خواهند گشت.

* ۵۷: ۹ « اوست آنكه نازل می كند بر بندهٔ خويش آيات روشنی كه شما را از ظلمات سوی نور برون آورد، و حقيقتاً الله نسبت به شما رئوف رحيم است.»

* ۲: ۳۷ « پس تلقی شد به آدم از جانب ربش كلماتی؛ لذا بازگشت بر وی كه در واقع او توبه پذير رحيم باشد.»

* ۷: ۱۴۹ « و چون از کردهٔ خود پشیمان شدند و ديدند كه واقعاً گمراه شده اند، گفتند، اگر رب ما بر ما رحم نكند، ما را پاك نگرداند (مغفرت)، مسلماً از زيانكاران خواهيم بود.»

نفس انسان ذاتاً امر بكار زشت می كند (س ۱۲: ۵۳) *، و اگر دهنه و افساری بر جنبهٔ حيوانی یا انسانی اش زده نشود، بر جنبهٔ بشری اش چيره گشته، لذا مرتكب گناه يا آلودگی می گردد؛ و اين نيز همان ظلم بنفس است زيرا بتدريج سلامتی درون خود و محيط زيست را فاسد می گرداند.

* ۱۲: ۵۳ « و من خود را تبرئه نمی كنم كه در واقع نفس امركننده به زشتی است مگر اينكه ربم رحم كند كه حقيقتاً ربم پاك دارندهٔ رحيم است.»

پس اگر بخاطر « رحم» الله و مغفرت او، كه همان پاك گرداندن شخص از اين آلودگيهای گناه باشد، نبود، انسان سخت به اعمــالش مبتـــلا گشته، خيــلی زود در فســاد آسمانها و زمين فنا می گشت:

 ۲۳ : ۷۱ « و اگر حق پيرو هوسهای آنها می بود، هر آينه آسمانها و زمين و آنچه در بينشان است فاسد می گشت؛ بلكه ذكر (يادآوری) شان را به آنها داده ايم ولی از ذكرشان اعراض می كنند!»

لــــذا برای اينكه بتواند تا مدت معينی كه الله اجلش را تعيين كرده در زمين دوام آورد، الله از گناهانش پاك می دارد:

 س ۷۱: ۴ « پاك می دارد برايتان از گناهانتان و به تاخيرتان می اندازد تا اجل نامبرده؛ در واقع اجل الله وقتی فرا رسد ديگر تأخير ندارد، اگر بدانيد.»

تعريف علم امروز دربارهٔ دنيای ما چنين است: دنيای ما مجموعهٔ يك پارچه انرژی است كه مخلوقاتش انرژی ساز آن و يا سوخت آن باشند (البته اين اطلاع، بحمدلله، در چهارده قرن پيش در القرآن به ما داده شده س ۶۶ :۶ *)؛ و برای درك بهتری از اين مطلب، دنيا را تشبيه به يك قطعه « سمفونی» كرده اند كه هر يك از مخلوقاتش يكی از « نُت » های آن باشد.

* ۶۶: ۶ « ای كسانی كه ايمان آورديد، باز داريد خود و خانواده تان را از آتشی كه مردم و سنگها سوخت آنند؛ ملائكی خشن و سختگير بر آن گماشته شده اند تا هرگز نافرمانی الله نكنند بر آنچه امرشان كند، و چنان كنند كه امر می شوند.»

پس بنابر چنين كشف علمی كه كلام القرآن را كاملاً تأييد می كند، بخوبی معلوم می گردد كه بشر انرژی ساز دنيای خويش است و لذا هر عمل، هر گفتار و هر فكرش مسئول خوشی و ناخوشی آن ميباشد.

پس اينچنين ديگر علنی و واضح گشته كه جوّی كه امروزه ما را احاطه كرده فقط نتيجه اعمـــال و كـــردار خودمان بوده كه « بدست خود از پيش فرستاده ايم » (س ۳ :۱۸۲ و ۳۰: ۴۱)*

* ۳ :۱۸۲ « اين نتيجه آن است كه دستان شما از پيش فرستاده و در واقع الله ظلم كننده بر بندگان نيست.»

۳۰ : ۴۱ « ظاهر گشت فساد در بّر و بحر بدانچه مردم به دستان خود كسب كرده اند، تا بعضی از اعمالشان را به آنها بچشاند شايد كه بازگردند (توبه كنند)

پس هر يك از ما مسئول تحولات عالم درون و دنيای بيرون خود می باشيم!

لذا بدی يا نيكی، قتل و دزدی و فحشاء ، صلوٰة و دعا، ايمان و بی ايمانی، اخلاص و بت پرستی و غيره …، روش يك یکمان بوده استكه امروزه اثرش همه را فراگرفته، انرژی دنيایمان را تشکیل میدهد؛

و اين امری است ديگر قطعی و به « علم » ثابت شده.

پس چقدر ضروری است كه هر يك از ما به فوريت توبه كرده، از درگاه « الرحيم» مغفرت بخواهيم و به اصلاح خود بپردازيم كه خود را مشمول « رحم» وی كرده، اين ظلم عظيم را به سهم خويش، دربارهٔ خود و ديگران، جبران كنيم.

اين نيز فراموش نشود كه احدی نه مسئول دیگری، و نه قادر به اصلاح گناه ديگری است؛ و تنها مسئول کار و کردهٔ خود می باشد:

س ۶ : ۱۶۴ « بگو، آيا غير الله ربی بجويم و حال آنكه او رب همه چيز است؛ و هيچكس كسب نمی كند جز آنكه بر عهدهٔ اوست و برنمی دارد باربری بار ديگری را؟ سپس سوی ربتان بازگشت شماست كه آگاهتان سازد به آنچه در آن اختلاف می كرديد.»

نكته حياتی اين مطلب اينكه، هميشه بخاطر داشته باشيم كه تمام اين تأسيسات و دستگاه عالم درون و دنيای بيرون در تحت فرمان و قوای فكری مغزبشر قرار داده شده است (۲: ۳۰)*:

* « و آنگاه كه رب تو به ملائك گفت: “من در زمين خليفه ای می گمارم!” گفتند: كسی را می گماری كه درآن فساد كند و خونها بريزد و حال آنكه ما تسبيح به حمد تو گوئيم و تو را تقديس می كنيم؟ گفت: “من می دانم آنچه شما نمی دانيد…”»

توضیح این آیه در اینست که، بنا به قوای فکری که از دمیده شدن روح الله در انسان ایجاد شد، بشر خلیفه و فرماندهٔ دنیای درون و بیرون خود گشته است.

 لذا بشر تا به ارادهٔ خود عالم درونش را اصلاح نكند، هيچ فايده ای بهر خويش، دیگران و دنيای برونش ندارد؛

در غير اينصورت نيز فقط بخود دشمنی كرده زيرا بدون هيچ شك و شبهه، راه نابودی و فنا را پيش گرفته است… چنانكه امروزه ديگر اين امری است عيان شده که نتايچ و كرده های خويش را به صورت آلودگيها و امراض علاج ناپذير به چشم می بيند.

پس برای چنين « روزی» بوده كه « الرحيم»، طرز معالجه ما را در القرآن تجويز كرده و راه نجاتی از اين همه آلودگيها برايمان باز می دارد:

“آن كس كه دين الله را خالص پيروی نمايد، با قلبی سليم، راحت و سالم بيآيد، لذا در امن و امان از خطرات امراض و بلاها، ناسازگاريهای هالك، داخل به نعمت سلامتی می گردد:

(س ۲۶: ۸۸-۹۳)*:

 ۲۶ :۸۸- « روزی كه ديگر فايده نمی بخشد مال و فرزندان،

:۸۹ – « مگر آنكه بالله روی آورد به قلبی سليم.

:۹۰- « و نزديك آورند جنت را برای متقيان، 

:۹۱- « و بروز می كند جحيم برای گمراهان،

:۹۲- «‌ و به ايشان گفته می شود، كجايند آنچه می پرستيديد

:۹۳- « از غير الله؟ آيا می توانند شما را ياری دهند يا خود را ياری دهند؟!»

الحمدلله، رب مردم عالم .

رجوع به:

 « سرطان» امروزی دنيای درون و بيرونی انسان

الفرقان (۲۲) :     فرقان (الرحیم) /سرطان دنیا

Leave a Reply