الفرقان (۲۰) : (الرحمن) نتیجه گیری از آیاتی در بارهٔ ابلیس

الفرقان -تشخیص، فرق، تفسیر علمی زمان از- القرآن -۲۰-

بســم الله الــرحمن الرحيــم

الرحمن/

نتيجه گيری از آياتی مربوط به « ابليس» در القرآن:

پس حال كه بحمدالله، به معنای: « روز دين»، « روز وقت معلوم» و « روزی كه مبعوث می شوند»، پی برديم، برايمان كاملاً روشن می گردد كه ايام اين « روز» ها و روز « البعث» ( س ۳۰: ۵۶*، که باز به جهت اهميت و يادآوری در اين ص تكرار می شود) فرا رسیده و از حال ببعد، با شروع قرن ‌پانزدهم، در همین زمان است…

*۳۰ : ۵۶ « و گفتند آنان كه علم و ايمان داده شدند: مسلماً شما درنگ كرديد، بنا به كتاب الله، تا روز بعث؛ پس همین است روز بعث وليكن شما نمی دانستيد»

و اگر لعنت شدن ابليس تا «روز دين» مقرر شده؛ بدين جهت كه، تا زمانی كه هنوز علم فرا نرسيده که همه چیز را برای مردم روشن گرداند، بشر عيوب او راار طریق تواتر متذكر گردد و او را به عنوان لقبش،

« شيطان رجيم و ملعون»، بشناسد.

اين برچسب و اتيكتی است كه بايد روی شيطان می مانده، نسل به نسل تكرار می شده و گوش به گوش می رسيده. ملعون، به معنای منفور و نفرين شده، بديهی است كه از آنچه ملعون و راندنی است (رجيم)، باید دوری کرد.

پس تا روزی كه روش شيطان معلوم نگشته و به علم شناخته نشده، بايد اسرار عيوب شيطان گوش به گوش برسد تا روز دين (يا روز روش حق) كه همه چيزبه علم عيان گردد و شناخته شود. امروزه كه ايام وقت علم فرا رسيده، ديگر زمان از طریق علم راههای شيطانی را منع می كند و ضررهايش روی جسم و جان آدمی از طريق دانش عيان می گردد كه در واقع همان عيان شدن لعنت شيطان باشد.

پس چون راه ســـلامت و طهارت روح و جسم بالاخره از طريق طب و علم برای مردم معلوم گشت (زیرا زمان و علمش بتدریج سوی یک خالق و رب متعال هدایت میکند؛ و اثر و منافع ایمان را روی جسم و روان آدمی معلوم میدارد)، انسان خواه ناخواه به ملعون بودن راههای شيطان واقف می گردد؛ در نتيجه از ترس جان نيز كه شده، اكثراً از آنها پرهيز می كند. لذا ديگر انسان آگاه گشته! و اگر باز هم با تمام اين احوال، دانسته از روشهای

شيطانی پيروی كرد، پس در زمرهٔ گول خوردگان ابدی، « الغاوين» (۱۵: ۴۲) * ثبت می گردد:

*۱۵: ۴۲ « همانا بندگان من؛ تو روی ایشان سلطه (و قدرتی) نداری، مگر آنانکه از اغوا شوندگان (ابدی) باشند تو را تبعیت میکنند.»

« ابليس روی بندهٔ الله، فرد مخلص، تسلطی ندارد»:

بنده و مطيع الله كسی است كه او را به اخلاص عبادت كند؛ عبادت کردن نیز، طبعیت از فرمان و دستورات الله است. لیکن تمام كسانی كه ايمان دارند (يهودی، عيسوی، مسلمان)، اين جمله را خيلی سهل می گيرند و هيچ اشكالی و يا مغايرتی با طرز ايمان خود در آن نمی بينند… در حاليكه امروزه اكثر كسانی كه ايمان دارند، مشركند و الله را خالــص عبادت نمی كنند:

س۱۲: ۱۰۶ « و ايمان نمی آورند اكثرشان به الله، جز اينكه مشرك باشند.»

دستوری كه در القرآن برای پرستش خالص آمده، بسيار واضح و روشن است:

س۷۲: ۱۸ « و آنكه مساجد (سجده گاهها) از آن الله است، پس هرگز با الله احدی را نخوانيد!»

البته لازم به تذكر است كه در اين آيه منظــــور از « مساجد»، تنها هر « مسجد» نيست! بلکه بطور کٌلی هرمحل سجده است که شامل تمام اين دنيا و كرهٔ زمين می گردد. زیرا کٌل موجودات، درخت، پرندگان، ستارگان… همه در حال سجده میباشند.

پس با وجود چنين آيه ای كه به وضوح تآكيد شده كه نام احدی هرگز نبايد با الله خوانده شود، يك ميليارد مسلمان امروزی نیز، گذشته از یهود و عیسوی، نام پيغمبر و امامان را با الله می خوانند، از ايشان كمك می طلبند و حتی در مسجد نيز اين آيه را رعايت نمی كنند!

پس ملاحظه می كنيد كه حتی مسلمانان نيز، با وجود در دست داشتن ۱۴ قرن قرآن، او را خالص عبادت نمی كنند.

اگر جمعيت كرهٔ زمين را به شش ميليارد تخمين بزنيم، سه ميليارد يهود، مسيحی و مسلمـــان در ايمانشان شرك می آورند و سه ميليارد ديگر نيز فاقد دين هستند!!!

پس ملاحظه می كنيد كه در س ۱۲: ۱۰۶(بالا) تا چه حد كلمهٔ « اكثراً» صدق می كند و حقيقت خوف آوری است. اين هدف شيطان بوده و به هدفش رسيده… پس امروز اگر رب عالميان اين كتاب را دوباره برای مردم دنیا بازكرده، بيخود نيست!

اين كتاب در حقيقت دستورات ساختمانی همان « كشتی نوح» است برای نجات آنان كه بخواهند بدان پناه برند و از اين غرق شدن همگانی مردم دنیا خود را مصون بدارند.

هدف از نزول كتاب، دستوراتی است برای خالص كردن ايمان، جسم و جان آدمی و لذا خلاص شدنش از بند شيطان… اين نشانه، در ختم سورهٔ ۳۸ با آيات مربوط به ابليس و دليل شروع س ۳۹ (الزمر) با آيات تنزيل كتاب و اخلاص در دين، تذکر داده شده؛ اشاره به اينكه، خاتمه كار شيطان با شروع نزول كتاب الله و خالص كردن دين برای اوست (س ۳۹: ۱-۲-۳)*.

* ۳۹: ۱ « تنزيل اين كتاب از الله، ( تنها ) عزتمند ( تنها) حكيم است»

:۲ « محققاً ما سوی تو نازل كرديم اين كتاب را به حق پس عبادت كن الله را در حاليكه دين را برايش خالص كرده باشی»

:۳ « زنهار كه الله را دين خالص می بايد و كسانی كه غير از او اولياء اتخاذ كردند، ( به عنواناينكه) “ما آنها را نمی پــرستيم، فقط بدينجهت كه ( آنها مقرب درگاه هستند و) ما را به درگاه الله نزديك می كنند”، مسلماً الله بينشان در آنچه اختلاف می كنند حكم می كند. محققاً الله هدايت نمی كند از بين ايشان دروغگوی ناسپاس را.»

در آيهٔ ۳۹: ۳، به نشانهٔ مسلمانان است (بخصوص دربارهٔ شفيع گرفتن از غير الله: ۳۹: ۴۳* ) و در آيه ۳۹: ۴* اشاره به عيسويان است. اسم و تيتر سوره (الزمر) به معنای، “گروهها و دسته های مختلف” باشد، اشاره به چندين و چند دستگی در دين، كه نتيجهٔ كار شيطان در دنياست:

* ۳۹: ۴۳ « بلكه از غير الله شفيعان اتخاذ می كنند! بگو ولو هم كه اينان چيزی مالك نباشند …؟ و تعقل نمی كنند!»

* ۳۹: ۴ « اگر الله اراده كرده بود كه پسری اتخاذ کند، البته (او را) چنانکه مایل بود انتخاب می كرد که خلق کند …»

خالص كردن دين برای الله نيز واضح است: يك اله، الله؛ و يك كتاب، القرآن و بس.

بشر مخلوق الله است و پيغمبران و امامان همه بشر بوده اند؛ هزاران سال قبل از زمان ما زیسته اند و همگی آنها مآموریت خود را تمام و کمال بهر مردمان همزمان زیست خود انجام داده اند؛ هیچ قدرتی نیز در زمان زندگی خارج از رسالت خویش نداشته اند، سپس هم به رحمت ایزدی پیوسته اند!

ما امروزه هزاران سال با ایشان فاصله داریم… پس با وجود چنین آیات واضحی در قرآن مجید، که “کسانی که مرده اند نه صدای شما را می شنوند و نه قدرتی دارند” ، این کدام عقل سالمیست که این کسانیرا که هرگز ندیده و نشناخته در ذکر و دعای خود بیاورد و با یکتا قادر متعال شریک گرداند…؟

مخلوقات اين دنيا در يد قدرت الله، مشتی مولكول بيش نيستند (س ۳۹: ۶۷)* پس نام بردن اين اشخاص با الله، فقط نشناختن حق قدر الله بوده، حقيقتاً كفران نعمت است!!

* ۳۹: ۶۷ « و آنها حق قدر الله را چنانكه بايد قدر نگذاشتند؛ و زمين را جمعاً به چنگش گيرد روز قيامت، و آسمانها را تا شده بدست راستش؛ تقديس او راست و بالاتر از آنچه شرك می آورند.»

توضيحاتی كه تا بحال داده شده، به جهت تفسير و فرقان محيط اسم صفت « الرحمن» بوده است كه باز محض يادآوری: محيط صفت رحمت الله بر جن و انس است در اين دنيای مادی، كه انشاءالله ديگر تا بحال مفهوم آن كاملاً برای خوانندگان روشن شده باشد؛ و بعد از اين هربار كه با اسم « الرحمن» در القرآن روبرو می شوند علت آن را بدانند كه موضوع مفاد آیه، اشاره به رحمت او در همين دنياست:

پس « الرحمن» است كه علم القرآن و كتابهای آسمانی و هدايت را به بشر و جن آموخته؛ از انسان، بشر خلق كرده، علم بيان به وی آموخته (س ۵۵: ۱-۴)*؛

* ۵۵: ۱- ۲ « الرحمن،» – « تعليم داد القرآن را،

:۳- ۴ « خلق كرد انسان را،» – « آموختنش بيان را؛»

« الرحمن» است، كه خورشيد و ماه را به حساب درآورده تا بشر بدانها روز و ماه و سالش را بشمارآورد « الرحمن» است، که ستارگان و درختان ( سمبل جمعیت و ساکنین آسمانها و زمین) برایش سجده کنان؛ ۵۵: ۵ – ۶ « خورشيد و ماه به محاسبه درآمده،» – « و ستاره و درخت سجده كنان،»

« الرحمن» است كه آسمان را ميزان داده تا به اندازه ببارد:

۵۵: ۷ – ۸ « و آسمان را ترفيع داد و ميزان (بارِش برايش) وضع نمود،»

« كه مبادا در ميزان تجاوز كنيد؛»

و زمين را همـوار نموده تا ميــوه های خوب ببــار آورد و حبــوبات و ريــاحين بهر انسان برون دهد:

۵۵: ۱۰ « و زمين را برای مردمان وضع كرد،»

:۱۱ « در آن ميوه ها و نخل كه (ميوه اش) غنچه دار است،»

:۱۲ « همچنين حبوبات برگ دهنده و رياحين (گياهان معطر و خوشبو قرار داد)»

ليكن هر بار كه آن دو (جن و انس) از شيطان پيروی كرده اند، مقداری از ميزان تعادل آسمانها و زمين را در فضای خود مغشوش نموده اند (۵۵: ۸)، تا حدی كه ديگر امروزه هيچ نظم و ميزانی، چه در درون نفس (تك سلول انسان) و چه در دنيای خارج باقی نمانده، و روز بروز جهنم و آتش نتيجهٔ اعمالمان عيان تر می گردد (۳۶:۶۰-۶۳)*:

* ۳۶: ۶۰ « آيا با شما عهد نكردم ای بنی آدم كه شيطان را عبادت نكنيد كه به راستی او دشمن آشكار شماست،»

:۶۱ « و مرا عبادت كنيد كه اين است آن روش مستقيم؟!

:۶۲ « و البته گمراه كرد از شما تودهٔ مردم بسياری را، پس چرا عقلتان را بكار نبرديد؟!

:۶۳ « اين بود جهنمی كه وعده داده می شديد».

الحمدلله رب العالمین.

پس اين بود فرقان « الـــرحمن»

و حال به فرقان « الــــرحيم» (الفرقان ۲۱) بپردازيم:

الفرقان (۲۱) :     فرقان     “الرحیم”

Leave a Reply