قسمت دوم : فهرست شمارهٔ -۳- : “صلوٰة” یا توصّل به نور الله –

قسمت دوم : فهرست شمارهٔ -۳- : “صلوٰة” یا توصّل به نور الله –

قسمت دوم

« صلوٰة» دو جانبه است:

« توصّل» یا  « وصل» شدن در دستور زبان، دو جانبگی را می رساند و لذا رب متعال بدين كلام

ما را هوشيار می دارد كه صلوٰة دو جانبه صورت میگیرد، و لذا:

جانب بشر؛ و جانب رب یا ارباب عالميان (مردم عالم) :

الف- جانب بشر:

بنا به گفته های قبلی که عدد (۶) ، عدد دنیای ما است، و صلوٰة نيز چون امری است دنیوی، پس « ۶ گوشه» بوده،  اعمال بخصوصی دارد كه عمل وصل شدن بهتر انجام گیرد.

جوانبی كه بايد حتی المقدور مراعات شوند، عبارتند از:

وضو-   تیمم-   قبله-   کلمات-  عملیات-  وقت:

۱- وضو ( س ۵: ۶) *:

«ایکسانیکه ایمان آوردید، هر گاه قیام بتوصّل کردید، پس آب زنید صورتهایتان را، ودستهایتان تا  آرنجها؛ و مسح کنید (دست بکشید) سرهایتان و پاهایتان را تا دو قاب (پا) .

اگر (در اثر عمل جنسی) آلوده باشید، پس شستشو کنید; واگر مریض باشید و یا بر سفر، یا هر   یکتان را قائطی رسد (ادرار و مدفوع) **، یا زنان را لمس کرده باشید و آب نیافتید، با گرد و   غبار سطح بالای پاکی تیمم کنید و بدان مسح کنید صورتهایتان و دستانتان را. اراده الله بر   این نیست که شما را سختی  قرار دهد، لیکن اراده اش بر اینست که شما را پاکیزه گرداند، و   نعمتش را بر شما تکمیل بدارد شاید شکر گزار شوید».

**:   توجه داشته باشید که «گاز معده مطرح نیست، لیکن دفع فضولات است»!

وضو : تر كردن نقاطی از بدن است كه به حالت سجده با زمين تماس می گيرند. به دليل اينكه آب

هادی برق است و برای بهتر گذراندن جريان برق ( در جلسات « راديوكارديوگرافی» نيز اگر توجه كرده  باشيد، پلاكهائی كه با بدن تماس دارند را تر می كنند…) . چنانكه در آيه «وضو» ملاحظه می گردد، هر   وضو،  تنهابه مصرف گذراندن جريان برق صلوٰة خود می رسد؛ پس امكان ندارد كه بایک   وضو چندين صلوٰة مختلف روز را جاری كرد… ليكن امكان دارد كه وضوی صلوٰتی قبل از وقت   اجرای آن گرفته شود (مثلاً: قبل از خروج از منزل وضوی صلوٰتی را بگيريد، چون اطمينان داشته باشيد كه به وقت آن   صلوٰة در منزل نبوده، يا دسترسی به آب نداشته باشيد و … ) مگر اينكه در اين فاصله  بنا به مبطلات وضو كه   در آيهٔ بالا تذكر داده شده، وضو باطل شده باشد که در اینصورت تیمم لازم است.

توجه به شمارهٔ سوره و آيه آن شود كه حقيقتاً گويا باشند:

(۵) = عدد كمال و قدرت، همچنين تعداد صلوٰة روزانه؛ (۶) = عدد دنیوی و همچنین۶ گوشهٔ صلوٰة.

ضمناً باید يادآور شوم كه این آیه از آياتی است كه با جمله « يا ايهاالذين آمنو»شروع می شود و

بنا به قانون قرآنی  که قبلاً توضیح داده شد، شرائط آن تابع تحولات زمان می گردد.

۲-   تيمم (۵ : ۶) :

هر ذرّه خاك خاصيت مغناطيسی بر برق را دارد و لذا خاك نيز هادی برق است. پس در  صورت دردست نبودن آب، می توان تيمم كرد. با دو كف دست، بر هر سطح بالا و  پاكی بكشيد (حتی روی لباسیکه بر تن دارید، زيرا هر سطحی دارای گرد و غبارست) ، و صورتها و دستهايتان  را بدان مسح كنيد.

۳-  قبله (۲ : ۱۴۹) * :

« و از هر کجا که خارج شدی وجهت را در جهت مسجد الحرام بگردان، که همانا این حق  است از جانب ربت، و الله غافل نیست از آنچه میکنید.»

در هر محلی که در دنیا باشیم، « صلوٰة» را باید در جهت مسجدالحرام (مكه) به پا داریم؛ و

در صورت خارج شدن از خانه و در حال حرکت، باید به آنسو قصد نمود. الله مركز جاذبه   “نور” را برای مردم قبله قرار داده، و آنرا در “مكه” مقرر نموده است.

اگر تكه ای آهن ربا را در زير ظرفی كه محتوی ذرّات آهن باشد قرار دهيم، مشاهده می گردد كه ذرّات به شكل اشعه خورشيد، دور محوطه مغناطيسی، به صف در می آيند. در سوره « الصافات» الله، به فرشتگانی كه مردم (دايره زمين) را به صف درمی آورند قسم می خورد. لذا تمام كسانی كه قیام به  توصّل  می كنند، رو به قبله صف بندی می شوند.  وقتی هم كه در خود خانه كعبه باشيم، همگی به  مانند الكترونها در اتم، بدور خود كعبه می گرديم.

البته دیگر امروزه  بعلم نیز ثابت گشته كه مثلاً، برای گرفتن امواج صوتی راديوئی، عقربه را بايد   روی خط گيرنده ميزان كرد، و هر چه ميزان تر، گيرائی خالص تر و بدون پارازيت است؛

و يا برای روشن كردن تلويزيون با دستگاه كنترل از دور، حتماً بايد دستگاه رو به تلويزيون قرار داده شود که روشن گردد.

۴- كلمات « توصّل»:

تنها سوره ای كه الله، رب متعال در القرآن مختص بخود قرار داده، اولين سوره، « الفاتحه» است.

چنانكه قبلاً نيز بخاطرتان رسيد، الفاتحه به معنای (شیء) بازكننده، یا (کٌد) بازکننده درب شاهراه  مستقيم به « نور» می باشد، نور ذات الله، و چنانکه  جهت نور كلام الله (سورهٔ افتتاح القرآن) مقرر گشته. كلمات اين سوره كه فقط الله، رب مردم عالم، را مخاطب قرار می دهد ( ۱۱۳ سو ره مابقی خطاب به بشر است) ،  كلمات كُد بازكننده باشند.

سورهٔ ستايش و سپاسگزاری است از جانب بشر به رب خويش، در ضمن اينكه  تصديق به فضل و   رحمت و ربانيّت او كرده، تائيد و تأكيد می دارد كه تنها او را عبادت می كند، و تنها از او درخواست  استعانت و ياری  دارد (قول و قراریکه در ازای امانت «روح» به الله داده است) ؛ پس بدينجهتاز او می خواهد كه درب شاهراه مستقيم نور خرد خود را بر وی بگشايد و او را بر شاهراه مستقیم هدايت دهد.

ضمنا در اجری صلوة حتماً باید صوت و صدای خویش شنیده شود!

(۱۷ : ۱۱۰ رجوع به آیهٔ ذیل در بارهٔ “شهادت در صلوة” ) !

علم امروزه، با كشف بازشدن درب ها به وسيلهٔ كُدهای عددی و صوتی، و يا كارتهای مغناطيسی، كه جزئی ترين تغيير در آنها امكان بازشدن را حذف می دارد، مارا روشن نموده تا بهتر به هدف اين   سوره پی بریم و اطمينان حاصل كنیم كه این سوره، کلمات کٌد بازکنندهٔ نور الهی، و مختص به توصّل   به رب عالمیان است. و لذا اگر تنها از اين سوره بايد هنگام « توصّل» استفاده شود، و اگرحتماً بايد كلمات به عربی (زبان كُد) تلفظ شوند و اگر باید صوت خود را شنید، تماماً بستگی به کٌد دارد.

امروزه « مسلمانان» در صلاتشان نه تنها سورهٔ ۱۱۲ « الاخلاص»را همراه با سوره « الفاتحه»، و حتی بعضی ديگر از سوره های القرآن، میخوانند بلكه در ركعات ۳و۴ نيز ديگر « الفاتحه» را  هم   حذف کرده اند و بجایش تسبيحات ذکر را معمول كرده اند…! و حال آنكه:

–  اولاً، تا« الفاتحه»را اجری نكنند « درب شاهراه مستقیم نور» باز نمی گردد؛

–  ثانياً، سوره « الاخلاص»خيلی واضح، معنايش با خودش باشد، زيرا كلمات آن با

« قُل هو الله احد» (بگو: او الله یکی است) شروع می گردد!  پس چون در صلٰوة مخاطب الله   است، فرمان ما به الله كه بگوید الله يكی است …، بعقل جور در نمیاید و مضحك است !

–  ثالثاً، تسبيحات “ذکر” متعلق به  ديگر اوقات روز، و خارج از « صلوٰة » است. زیرا در صلوٰة،  تسبیحات به “حمد” گفته میشود (سوره الفاتحه به سورهٔ “الحمد” معروف است) .

لذا در هر ركعت ازصلوة بايد « الفاتحه»خوانده شود؛ و بعد از هر دو ركعت، و استثنائاً در صلوٰة مغرب بعد از ركعت سوم، امكان دارد كه تشهد داده شود. لیکن نكته اساسی در اين است كه شخص « توصّل» كننده بداند كه فقط به الله وصل می گردد،  فقط از نور وی استفاده می كند، و فقط از وی استعانت می جويد؛ پس امری است تنها بين بشر و رب؛ و لذا تشهد، فقط شهادت به یکتائی او باید باشد و لا غیر!

كلمات این وصلت نیز بخصوص بوده، حتماً بايد خالص كلمات كُد، كلمات خود رب متعال، و بدون حرفی اضافه، و بخصوص بردن نام ديگری غیر الله باشد، كه البته در غير اين صورت باز حالت همان پارازيت را پیدا میکند و امواج  نوری خالص را به انسان مانع می گردد.

ديگر از كلماتی كه در  صلوٰة گفته می شود در وقت ركوع و سجده است (توضيح در “حركات  صلوة”)

همچنين تكبير گفتن (الله اكبر) است كه قبل از هر حركت (تغییرموقعیت در صلوة) گفته می شود.

در اینجا تکراراً با ید یادآور شوم : «شهادتی»  كه در « توصّل» داده می شود، حتماً باید تنها يك   شهادت  به الله باشد و بس! چه شهادتی مهمتر و بالاتر؟!.. (س ۶ : ۱۹) *

«بگو! چیست بالاترین شهادت؟ بگو که الله بین من و شما گواه باشد! و این قرآن را بمن وحی  کرده تا شما را هشدار دهم، همچنین آنانکه بدان ابلاغ گردند!

همانا شما با الله، به اله دیگری شهادت میدهید… بگو، من چنین شهادتی نمیدهم!

بگو، در واقع او اله واحد است و همانا من بیزارم از شرک ورزیدن شما!»

توجه، اولاًُ:  « مسلمانان»، امروزه در صلو‌‌تشان دو شهادت می دهند، يكی به الله و یکی نیزشهادت

به رسول بودن پيغمبر!!.. گوئی كه ما بايد هربار رب را از رسول بودن وی، و اعتقاد خود  بدان آگاه گردانيم !!.. اين بطور مسلم شهادتی اضافی است؛ و خواندن يا نام بردن  ديگری غير الله در« توصّل»، كه تنها مختص به اوست، و نیر قول بشربه اخلاص  بوده است،   چيزی جز شرك نیست.

(توجه به آیهٔ ذیل بفرمائید) : (س۷۲ : ۱۸) *

*« و آنکه سجده گاه ها از آن الله است پس هرگز احدی را با الله نخوانید!»

پس شهادتی بالاتر و غير از « لا اله الی الله وحده لا شريك له»نيست؛ و در اين قرن پانزدهم با تغييرات زمان و دوباره بازشدن القرآن، الله كلماتی اضافه بر جملهٔ شهادت قبلی برای ما توصیه نموده که  خود را از اعتقادات باطل امروزی اجتماع دنيا، مجزا اعلام  بداریم (فرزندی برایش قائل نیستیم؛ شریک در ملک و قدرت   ( (شفاعت و  غیره) ) به پیغمبران نمیدهیم؛ ولی و یاوری برایش نمیدانیم) ( س ۱۷ : ۱۱۰ – ۱۱۱ ) *

*۱۱۰: « بگو، الله بخوانید یا الرحمٰن بخوانید، هر کدام که بخوانید، اسمهای محسنات  متعلق باوست. و صلوٰتت را نه به صدای بلند و نه خیلی خفیف ادا کن، راهی  میان این (دو) را ابتیاع نما،» (صوت و صدای خود را باید شنید)

۱۱۱:  « و بگو: “حمد الله را که بر نگیرد فرزندی؛ و نباشد برایش شریکی در مٌلک؛ و   نباشد برایش یاوری از زبونی”؛ و او را تکبیر گو به تکبیری **

** “تکبیر گو به تکبیری!”؛ ویا “سلام بگوئید به سلامی!” (چنانکه در آیهٔ ذیل ملاحظه میکنید که در بارهٔ صلوة وپیوسته شدن است:

۳۳ : ۵۶: «در واقع الله و ملائکش وصل میشوند به پیغمبر؛ ایکسانیکه ایمان آوردید!   به وی بپیوندید (وصل) شوید، و سلام  بدهید،سلام دادنی.»

بمعنای، تکبیر وسلام در صلوة جماعت، بلند و دسته جمعی است)

ثانیاً:  نکتهٔ دیگری در بارهٔ زنان مسلمان؛ اینکه قاعدهٔ ماهیانهٔ زنان را مانع صلوٰة میدانند…. در حالیکه  این طبیعت زنان است، و اگر مانع صلوة میبود، مسلماً در القرآن ذکر میشد!

۵- حركات صلوٰة :

ركوع و سجده است. در اين دو حالت بدن منحنی، و دو انتهايش بهم نزديك می گردد و لذا جريان برق بهتر جذب میگردد. پس پنج عضو از بدن، پاها، دستها و سر با زمين تماس می يابند تا جريان برق بگذرد. كلماتی كه در ركوع تلفظ می شود :« سبحان ربيّ العظيم »است؛

و در سجده:« سبحان ربيّ الاعلا».

۶- اوقات صلوٰة :

دعای توصل را بايد به وقت انجام داد (س ۴: ۱۰۳) *

* «پس وقتی صلوٰة بر شما اقتضاء کرد (جاری شد) ، پس ذکر الله را ایستاده، نشسته و بر  پهلوهایتان انجام دهید؛ پس چون اطمینان (خاطر) یافتید، پس اقامهٔ صلوة کنید که در واقع  اجرای صلوة بر مؤمنین، برسیدن وقت دستور شده.»

وقتی كه صلوٰتی (از پنج اوقات روزانه) بايد انجام گيرد، ملائكی، رسولان يا فرستادگان الله، اختیار دار (فرمانده) بر بالهای مختلف، كه بستگی به ركعات آن صلوٰة دارد، دو يا سه و يا چهارتا، به زمين  فرستاده می شوند تا عمل « توصّل» را برای جماعت صلوٰة گزار جاری كنند و گناهانشان، یاآلودگیها، را از ايشان بزدایند. پس فرشتگان فرماندهٔ دو بال، مأمور صلوٰة دو ركعتی، و سه بال، مخصوص  صلوٰة سه ركعتی، و چهاربال، برای چهار ركعتيها است. هر گروه شان نيز به وقت بر وعده گاه خود حاضر بوده و تا وقت فرستاده شدن فرشتگان صلوٰة بعدی، مشغول به زدودن گناهان ضمن برگشت به بالا هستند. چون در واقع « توصّل» برای تزكيه روح، و سبك شدن از بار گناه يا تصفيه از آلودگيها است ( چنــانكه به نشانه سوره و آيه قرآنی بعدا برايتان توضيح داده می شود) .

لذا عمل فرشتگان در مثال، حالت « جاروبرقی» را دارد  كه « گرد و غبار» گناهان یا آلودگی ها را از   روی انسان بزدايد.  پس هر چه فاصله اين ملائك با انسان نزديك تر باشد، البته قوّهٔ جاذبه بيشتر بوده،  تزكيهٔ بهتری صورت می گيرد؛

ليكن هر چه از وقت بگذرد و آنها از انسان دورتر شوند قوّهٔ برداشت نيز كمتر می شود تا جائيكه ديگر   وقت رسيدن فرشتگان بعدی فرا رسد كه عهده دار بر « توصّل» جديدند و از رسولان قبلی نیزباقی نمانده اند (س ۳۵ :۲ *)   كه صلوٰة قبلی را وصل داشته، گناهی بزدايند.

به اين دليــــل است كه اصطلاح « نماز قضا» به کلامیکه امروزه رايج است، امكان ندارد و در وقت ديگری نمی توان آنرا جبران كرد، دليلش را نيز در آيات ذيل خواهيد يافت. جالب اينجا است كه  از قديم نيز رواج داشته كه : « هركس سر وقت نمازگزارد، او را شتری می دهند… اگر نيم  ساعتی از وقت بگذرد، گاوی  دهند… اگر ساعتی بگذرد، گوسفندی و … مرغی…»

توجه:

برخلاف پنداشت مدرسان قرآن مجيد كه معتقدند دربارهٔ صلوٰة و ركعات آن در  «القرآن»  توضيحی  نيست ،  سورهٔ ۳۵ « فاطر» (فطرت دهنده، سازنده، تشكيل دهنده، صورت دهنده و …) ، دربارهٔ صلوٰة و توصّل است!

ليكن البته درك آن در لفافه است و اگر دستوراتش به وضوح و ترتیب  در القرآن نيامده، بدينجهت كه   صلوٰة از احكامی است كه دستوراتش قبل ازنزول القرآن  نازل شده، و توضيح دستورات  بترتیب   کامل، در « كتاب» پيغمبر آورندهٔ آن، ابراهيم، داده شده بوده است. و چنانكه قبلاً نيز اشاره شد، اگر   حكمی از قبل، برای پیغمبر بعدی، بايد ادامه داده شود و تغيير اساسی در آن داده نشده باشد، لذا در

« كتاب» جديد، در حاليكه  كل جزئيـــــات آن تأیید می گردد، البته دیگر به ترتیب  و  صورت  حکمی  جديد  نمی آيد.

در القرآن نیز صلوٰة بصورت حکمی جدید نیامده، لیکن بتمام جزئیاتش اشاره شده است. درک این   اشارات نیز، موکول به زمان بازشدن « كتاب »، و  مستلزم مطالعه دقيق آن است.  پس در اينجا چند   آيه ای بطور مثال از اين سوره را برايتان شرح می دهم و اطمينان دارم كه اگر خودتان تمامی آيات آنرا بدقت مطالعه كنيد، بيشتر از اينها بدست آريد:

س۳۵: ۱  «الحمد مختص به الله، فطرت (تشكيل-فٌرم) دهندهٔ آسمانها و زمين، قراردهندهٔ ملائك  همچون رسولانی متصدی بالهائی دوتا، سه و چهار تا باشد؛ می افزايد در خلقت آنچه  بخواهد؛ درحقيقت او بر هر چيزی قادر است.»

در اين آيه، منظور از «ال- حمد» (الف-لام اختصاصی) ، حمد و سپاس بخصوص، یا سورهٔ« الفاتحه» (گشايش دهنده) است كه بخصوص الله است، و نه هر سپاس گزاری معمولی!

پس او كه زمين و آسمانها را تشکیل و فٌرم داده، ملائكی را نيز مٌرسل قرار داده  است، متعهد و   متصدی بر بالهائی دوتا، سه و چهارتا، که به زمین پائین میفرستد. بالها، البته نشانهٔ قدرت و قوّه باشند   و اگر توجه فرموده باشید، بتعداد رکعات صلوة مقرر گشته اند، و اگر نه خلقت قوای وسائل ملائکش را   به هر مقدار که میخواست افزایش میداد؛ و چنانچه ربط بالهای اين ملائك و صلوٰة عجيب بنظر رسد،  يادآوری شده كه او بهر چيزی قادر است. . .

س۳۵ : ۲   «آنچه بگشايد الله از رحمتش برای مردم، پس جلوداری برايش نيست، و آنچه كه  نگاهدارد، پس مٌرسلی بعد از آن برایش نيست، و او تنها عزتمند حكيم است.»

شروع اين آيه، دليل بر مفهوم آيه قبلی است كه دربارهٔ صلوٰة و  سورهٔ“الفاتحه”، فتح و گشايش نور   رحمت او بر مردم است؛

پس اوقات صلوٰة و گشايش نور الله بر مردم كه فرا رسد، كسی جلودارش نيست و چون وقتش بگذرد و جلو رحمت نگهداشته شود ديگر غير الله كسی مَلَك مٌرسلی نمی تواند بفرستد كه صلوٰة يا توصّل

ايجاد گردد، زيرا اينكار فقط به دليل « عزّت»، پرتوانی و قدرت او، و« حكمت »  او امكان پذير است.

س ۳۵ : ۳  « ای مردم، نعمت الله را بر خودتان متذكر شويد؛ آيا خالقی غير الله شما را از آسمان و   زمين رزق می دهد؟ نيست الهی بجز او؛ پس چگونه دروغ می بنديد؟»

و در اين آيـــه، بايد « نعمـــت» الله را بر خودمان يادآور شويم که « رحمت» از آسمان (نور صلوة) ، و

« نعمت»  از زمین  بما رزق میدهد؛ پس مگر خالقی غيرالله وجود دارد كه  در حمد و ستايش در صلٰوة،   از او نيز (حال به هر اسمی باشد) نام ببريم؟! پس اگر همه چيز ما تنها از الله است، و الهی جز او نيست ديگر چگونه بنا به روايات چنين دروغی می بنديم كه از غير وی بايد شهادت به رسول وی نیز بدهيم و اينچنين   نام ديگری را در توصّل باو، شريك گردانيم؛

س۳۵ : ۱۰ «آنكه عزّت خواهد، پس عزّت جميعاً مختص بالله است؛ سويش بالا می رود كلام پاك، و  عمل صالح آن را ترفيع می دهد؛ و كسانی كه حيله بدكاری می كنند، برايشان  عذابی شديد باشد و مكر ايشان همی پوچ می گردد»

عزت يا شكوه و توانائی، همه از الله سرچشمه دارد و مربوط به صلوٰة و نور رحمت اوست، چنانكه در آيه -۲- همين سوره مشاهده شد؛ و « كلام پاك» البته تنها كلام الله است كه ( بدون هيچ شرك و كلامی اضافی) در صلوٰة بايد بكار برده شود؛ و البته گوشزد شده كه با وجودی كه كلام صلوٰة بالا می رود ليكن عمل  صالح لازم است كه آن را ترفيع دهد؛ و آنان كه حيله سوء بكار می برند و توصّلشان ظاهری و  برای گول زدن دیگران است، حيله شان بی فايده و بالاخره پوچ و نابود می گردد زيرا عمل صالح نيز شرط است تا « كلام پاك» را بالا برد) .

س۳۵ : ۱۴ « اگر آنها را بخوانيد بانگ شما را نمی شنوند، ولو هم كه بشنوند نمی توانند شما را  استجابت كنند و روز قيامت شرك شما را انكار می كنند؛ و هيچكس به مانند فرد خبره (كاردان) خبرت نمی دهد».

در اين آيـــه باز تأكيد است كه خواندن از غير الله بجز شرك و آلودگی كاملاً بی فايده است، چون اين   كسان كه خوانده می شوند (پيغمبر يا امام) نه تنها صدای ما را نمی شنوند بلكه بشنوند هم نمی توانند دعايمان را مستجاب كنند؛ نام بردن از ايشان در صلوة و دعا،  صدا زدن آنها برای هر درخواستی، نه تنها بیفایده است بلکه در روز قيامت به وسيله خودشان انكار خواهد شد؛ در ضمن نصايح را بايد نزد خبره و كاردان جوئيد و اين اخبار مسلماً از نزد خبره است .

س۳۵ : ۱۵ « ای مردم شمائيد كه به الله نياز منديد، و الله وی غنی، ستوده است!»

اين آيه جوابی به افكار غلط مردم است! اگر الله توصيهٔ صلوٰة می كند برای ستوده شدن خود نيست، او بی نياز  و ستوده هست و احتياجی به صلوٰة ما ندارد ليكن ما احتياج به نور تزکّی دهندهٔ او داريم كه   آلودگيهای جسمی و روحی را از ما بزدايد تا سلامتی خود را حفظ كنيم و محكوم به كسالت و درد

( س ۳۵: ۳۴ بعداً بیاید) و فنای ابدی نگرديم.

س۳۵ : ۱۸ « و هيچ گناه برداری (غير از ملائك) نمی تواند بار گناه ديگری را بردارد، و اگر سنگين   باری برای برداشت بارش استدعا كند امكان ندارد كه چيزی از وی حمل شود ولو هم كه   از خويشان باشد؛ در واقع تو تنها كسانی را بيم دهی كه در خفا واهمهٔ ربشان دارند و   صلوة را بپا می دارند؛ و هر كه (با صلوة) تزكّی می دهد تنها شخص خويش را تزكّی داده،   كه سرانجام سوی الله است.»

و در اين آيه تمام نكات بالا دربارهٔ صلوة تأكيد شده؛ تنها ملائك هستند كه بتوانند در اوقات صلوة بار   گناه مردم را بردارند و انسان توان آن را ندارد حتی اگرهم بخواهد كه چيزی از بار گناه خويشان خود   بردارد. با تمام اين احوال مردم متذكر نمی شوند و تنها شخص « خداترس» صلوة گزار است. بهرحال   كسی كه « توصل» می كند و به نور الله خود را تزكی می دهد، فقط برای خود كرده، كه هدف   اصلی برای هر انسان، بصيرت بيرون آمدن از ظلمات به نور، و در رفاه  این  سايه  نور،  زندگانی  جاودانی است كه مفهوم آيات بعدی باشند:

*۳۵ : ۱۹   « و يكسان نيستند كور و بصیر»،

۳۵ : ۲۰   « و نه ظلمات و نه نور» ،

۳۵ : ۲۱   « و نه سايه و نه سوزش گرما »

۳۵ : ۲ « و يكسان نباشند زندگان و مردگان؛ در حقيقت الله می شنواند هر كه را بخواهد؛ و تو  شنوانندهٔ آنان كه در قبورند نمی باشی ».

اتمام حجت است كه ناميدن اشخاصی كه در قبورند بی فايده است و ما نمی توانيم صدايمان را به   گوششان برسانيم؛ همه چيز و همه كار با الله است پس رجوع همه چيز نيز  تنها با اوست و بس .

نتیجتاً:

  صلوٰة را باید سر وقت بپا داشت؛ و اهمیت فراوان در اینست که در تمام  روز، ذهن هوشیار، و   جهت حفظ اوقات صلوٰتش مراقب بماند. مسلماً این حفاظت ذهنی منافع بسیاری روی جسم و   روان دارد؛ (س۶ : ۹۲ و، س۷۰: ۳۴  «آنانکه بر صلوٰتشان حافظند.» )

–  چنانکه از آیات سورهٔ ۳۵، در بارهٔ فرود آمدن ملائک و تزکیهٔ بار آلودگیهای صلوٰة گزاران، استنباط  گردید، لذا “نماز قضا” امکان ندارد و بیفایده است؛

–   همچنین در بارهٔ “نماز شکسته”، که تا بحال بما میگفتند در سفر باید نماز را نصف خواند..؛ اگر  موضوع “شکستن” میبود، البته باید از رکعات شکست یا قطع کرد….لیکن دستور قرآنی “شکستن”  نیست بلکه “کوتاه” کردن است! لذا با رکوع و سجده کردن تنها در ذهن، از صلوٰة میکاهیم.

رکعات صلوٰة تغییر نکردنیست زیرا کٌد آن بهم میخورد! و حال توجهتان را به دو آیهٔ ذیل جلب  میکنم:

س۴: ۱۰۱   «و چون در زمین روان باشید (در حرکت باشید) ، گناهی بر شما نیست که از صلوٰة  بکاهید چنانکه خوف فتنه کردن آنانکه ایمان ندارند را داشته باشید که واقعاً کافرین  دشمنان  عیان شما هستند.»

س۴: ۱۰۳   « پس وقتی صلوٰة بر شما اقتضاء کرد (جاری شد) ، الله را ایستاده، نشسته و بر پهلوهایتان ذکر کنید؛ پس چون اطمینان یافتید، صلوٰة را (بطرز معمول) بپا دارید؛ که در واقع اجرای  صلوٰة بر مؤمنین به  رسیدن وقت دستور شده.»

توجه:القرآن (بمانند کتاب موسی) ، شامل دو زمان است؛ که هر بار در سطح دید و علم زمان خود باز شده، افتتاح میگردد (این مطلب بتفصیل و ادلهٔ قرآنی بعداً بیاید) .

در این قرن پانزدهم و دومین افتتاح قرآن مجید، در دو آیهٔ بالا، منظور از “اطمینان یافتن” جهت صلوٰة، امروزه فقط اطمینان از ضربهٔ شمشیر دشمن نیست…؛ و خوف از فتنه دشمن نیز، فقط خوف از قصد جان شدن نیست، بلکه فتنه بپا کردن مخالفین است، بخصوص در ممالک غیر اسلامی. زیرا کسانیکه بکیش شما نیستند، این عمل شما را نوعی حمله  به اعتقادات  خود بر داشت میکنند. امروزه مسلمانان حتی صلوٰة جماعت را هم در خیابانها، در ممالک غیراسلامی، با رکوع وسجده، بین عابرین بر پا کرده اند…این کار نه تنها انگیختگی و تحریک است، بلکه بر خلاف دستور قرآنی است که در شهر و مملکتی که مهاجرید، باید رعایت مرام و عقاید دیگران کنید، و احترام قانون مملکتی را که در آن ساکنید، نگهدارید.

در (آیه ۱۰۱) ، دستور بر اینست که چنانچه در حرکت باشیم، حال در سفر باشد و یا از خانه بیرون رفته   باشیم، اشکال ندارد که از صلوٰة بکاهیم. پس در اینجا باید بنا بدستور القرآن بعقل رجوع کرد که، چه   چیزی را میتوانیم بکاهیم که انجامش در حال حرکت برایمان اشکال ایجاد میکند وخارج از خانه باعث فتنهٔ و حملهء دیگران میشود؟ پس مسلماً عمل رکوع و سجده است که باید کاسته شود و در ذهن ایجاد گردد تا صلوٰة ما کسی را نرنجاند و فتنه بر نیانگیزد!

در (آیه ۱۰۳) ، نیز این مطلب ادامه دارد؛ پس در حال حرکت، ایستاده، نشسته و یا بر پهلوها، وقت صلوة

که بر شما جاری شد، صلوة را سر وقت بجا آرید، و چون اطمینان  خاطر یافتید ( که کسی را بر نمیانگیزید،  مزاحمتی ایجاد نمیکنید، به آزادی کسی تجاوز نمیکنید….) و در منزل بودید، آنگاه بر حسب معمول،  با رکوع و سجده  بر پا کنید.

اشتباه مترجمین در آیه  ۱۰۳، “قٌضی الصلوٰة”را “تمام شدن صلوة” ترجمه کرده اند؛ حال آنکه کلمه  “قضی” در القرآن، “حکم صادر شدن/ اقتضاء کردن است”، و نه تمام شدن!

اين بود « 6 گوشه» توصّل يا صلٰوة از جانب بشر.

ب-جانب رب عالميان :  رجوع به “صلوٰة ” (۲)

الحمد‌لله رب العلمین

فهرست شمارهٔ -۴- : (ادامهٔ)  “صلوٰة ” –

Leave a Reply